نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷ عبید زاکانی

عبید زاکانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بیش از این برگ فراق رخ جانانم نیست

بیش از این قوت سرپنجهٔ هجرانم نیست

کرده‌ام عزم سفر بو که میسر گردد

میکنم فکر و جز این چاره و درمانم نیست

روی در کعبهٔ جان کرده به سر می‌پویم

غمی از بادیه و خار مغیلانم نیست

سیل گو راه در او بند به خوناب سرشک

غرق طوفان شده اندیشهٔ بارانم نیست

سر اگر میرود از دست بهل تا برود

سر سودای سر بی سر و سامانم نیست

حسرت دیدن یاران جگرم سوخت عبید

بیش از این طاقت نادیدن یارانم نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساس عمیق فراق و دل‌تنگی شاعر را به تصویر می‌کشد. او از ناتوانی در تحمل جدایی می‌گوید و تصمیم به سفر کرده تا شاید به وصال برسد. شاعر در جستجوی وصال محبوبش است و از غم و سختی‌هایی که در این راه دارد، سخن می‌گوید. او به شدت دلتنگ یارانش است و تحمل نادیدن آن‌ها را ندارد. در نهایت، این شعر نمایان‌گر احساسات عاشقانه و عاطفی عمیق نویسنده است.