غزل شمارهٔ ۵۶ عبید زاکانی
عبید زاکانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
علیالصباح که نرگس پیاله بردارد
سمن به عزم صبوحی کلاله بردارد
چکاوک از سرمستی خروش در بندد
ز شوق بلبل دلخسته ناله بردارد
به صد جمال درآمد عروس گل به چمن
صباش دامن گلگون غلاله بردارد
وجوه قرض میم هست لیک میترسم
که میفروشم نام از قباله بردارد
خنک نسیم بهاری که در جهد سحری
ز روی چون گل ساقی کلاله بردارد
خوشا کسی که در آن دم به بانک بلبل مست
ز خواب ناز نشیند پیاله بردارد
عبیدوار بزن پنج کاسه می کان می
ز پیش دل غم پنجاه ساله بردارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و شوق و سرور بهاری میپردازد. شاعر با بیان تصاویری از شگفتیهای فصل بهار، عشق و شادی را به تصویر میکشد. او به چکاوک و بلبل اشاره میکند که از سرمستی و عشق در حال سرودنند و دلهای خود را با نغمههای زیبا پر میکنند. همچنین، از عطر و رنگ گلها و وزش نسیم بهاری سخن میگوید که بر زیباییها میافزاید. در نهایت، شاعر به شادی و خوشحالی ایامی اشاره میکند که انسان میتواند از غم و اندوه رها شود و لذت لحظهها را بچشد.