نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۳ عبید زاکانی

عبید زاکانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

خدایا تو ما را صفائی بده

به ما بینوایان نوائی بده

در گنج رحمت به ما برگشا

وزان داد هر بینوائی بده

همه دردناکان درمانده‌ایم

حکیمی به هریک دوائی بده

سگ کوی رندان آزاده‌ایم

در آن کوچه ما را سرائی بده

بلائیست این نفس کافر عبید

گرش میتوانی سزائی بده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دعا و درخواست به درگاه خداوند است. شاعر از خدا می‌خواهد که به بندگان بی‌نوا و گرفتار، شادی و امیدی عطا کند. او از خدا خواسته تا در رحمت خود را بر روی آنها باز کند و به هر کس که در درد و رنج است، درمانی عطا کند. همچنین از خدا می‌خواهد که در دنیا و در مسیر زندگی، برای آنها مکان و آسایشی فراهم کند. در پایان، شاعر به نفس خود اشاره می‌کند و از خدا درخواست می‌کند که اگر ممکن است، برای این نفس سرکش جزا و سزا دهد.