نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۶ عمان سامانی

عمان سامانی / گنجینة الاسرار / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در بیان تعرض آن شمع انجمن حقیقت از پروانگان هوسناک و تجاهل آن گل گلشن معرفت از بلبلان مشوش ادراک، خانۀ حقیقت را از اغیار مجازی، خالی ساختن، و بوستان معرفت را از خس و خاشاک ناقابلان پرداختن، و مستمعان بلا را صلادادن و دراز صندوق حقیقت گشادن و شرذمه‌یی از قابلیت اهل و لاوصاحبان مراتب «قالوا بلی، الذین بذلوا مهجهم دون الحسین(ع)» که در سلک «وعلی الارواح اللتی حلت بفنائک» منسلک آمدند:

هرکه بیرونی بد از مجلس گریخت

رشته‌ی الفت ز همراهان گسیخت

دور شد از شکرستانش مگس

وز گلستان مرادش، خار و خس

خلوت از اغیار شد پرداخته

وز رقیبان، خانه خالی ساخته

پیر میخواران، بصدر اندر نشست

احتیاط خانه کرد و در ببست

محرمان راز خود را خواند؛پیش

جمله را بنشاند، پیرامون خویش

با لب خود گوششان انباز کرد

در ز صندوق حقیقت، باز کرد

جمله را کرد از شراب عشق، مست

یادشان آورد آن عهد الست

گفت شاباش این دل آزادتان

باده خوردستید، بادا یادتان

یادتان باد ای فرامش کرده‌ها

جلوه‌ی ساقی ز پشت پرده‌ها

یادتان باد ای بدلتان، شورمی

آن اشارت‌های ساقی پی زپی

اینک از هر گوشه‌یی، جم غفیر

مر شما را می‌زند ساقی، صفیر

کاین خمار آن باده را بد در قفا

هان و هان آن وعده را باید وفا

گوشه چشمی می‌نماید گاه گاه

سوی مستان می‌کند، خوش خوش نگاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان مفهوم عشق و حقیقت در یک مجلس می‌پردازد. افرادی که در این جلسه حضور دارند، به دور از تمایلات دنیوی و اغیار، در جستجوی معرفت و حقیقت هستند. گل و شمع نمادهایی از زیبایی و روشنایی‌اند که به شناخت عمیق‌تری از ارزش‌های واقعی زندگی منجر می‌شوند. در این مجلس، پیر میخواران که سمبل حکمت و تجربه‌اند، جمع را گردهم می‌آورند و با شراب عشق مست می‌کنند. این مستی به یادآوری عهدی قدیمی و واقعی بدل می‌شود و در نهایت، دعوت به وفای به وعده‌ها و حرکت به سمت وحدت و عشق حقیقی می‌کند. در این فضا، همه به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند و از زنگارهای دنیا دور می‌گردند.