نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸ عمان سامانی

عمان سامانی / گنجینة الاسرار / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در انتقال بعالم بسیط بسط و اتصال بدریای محیط وجد و بیان اینکه چون صاحب جمال، جمال خود نماید و ناظران را دل از کف رباید، بر مقتضای حکمت، به آزارشان کوشند و عاشق را شرط است که از آن آزار نرمد و نخروشد تا بر منتهای خواهش کامران شود بر مصداق حدیث من عشقنی الخ.

باز گوید رسم عاشق این بود

بلکه این معشوق را آیین بود

چون دل عشاق را در قید کرد

خودنمایی کرد و دلها صید کرد

امتحانشان را ز روی سر خوشی

پیش گیرد شیوۀ عاشق کشی

در بیابان جنونشان سر دهد

ره بکوی عقلشان کمتر دهد

دوست میدارد دل پر دردشان

اشکهای سرخ و روی زردشان

چهره و موی غبار آلودشان

مغز پر آتش، دل پردودشان

دل پریشانشان کند چون زلف خویش

زآنکه عاشق را دلی باید پریش

خم کند شان قامت مانند تیر

روی چون گلشان کند همچون زریر

یعنی این قامت کمانی خوشترست

رنگ عاشق زعفرانی خوشترست

جمعیتشان در پریشانی خوش‌ست

قوت، جوع و جامه، عریانی خوش‌ست

خود کند ویران، دهد خود تمشیت

خودکشد شان باز خود گردد دیت

تا گریزد هر که او نالایق‌ست

دردرامنکر، طرب را شایق‌ست

تا گریزد هرکه او ناقابل‌ست

عشق را مکره هوس را مایل‌ست

و آنکه را ثابت قدم بیند براه

از شفقت می‌کند بروی نگاه

اندک اندک می کشاند سوی خویش

میدهد راهش بسوی کوی خویش

بدهدش ره در شبستان وصال

بخشد او را هر صفات و هر خصال

متحد گردند با هم این و آن

هر دو را مویی نگنجد در میان

می‌نیارد کس به وحدتشان شکی

عاشق و معشوق می‌گردد یکی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفهوم عشق و عاشق و معشوق می‌پردازد. در آن عنوان می‌شود که وقتی معشوق خود را نشان می‌دهد، دل‌های عاشقان را می‌رباید و این امر باعث می‌شود که عاشقان مورد آزمایش قرار بگیرند. عاشق باید توانایی تحمل آزارها را داشته باشد تا به اوج عشق و خواسته‌های خود دست یابد. همچنین، در این عشق، دردی و رنج وجود دارد که باعث می‌شود عاشق با شوق و عشق به سمت معشوق حرکت کند. عاشق و معشوق در نهایت به وحدت و یکی شدن می‌رسند و هر کدام خویشتن را از دست می‌دهند تا به یکدیگر متصل شوند. عشق به عنوان یک سفر پر از چالش‌ها و تجلیات زیبایی توصیف می‌شود که در آن دل‌واره‌ها و دردها وجود دارد.