نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ عمان سامانی

عمان سامانی / گنجینة الاسرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

در بیان اینکه آدمی به‌واسطه شرافت و گوهر فطرت و خاتمه در تعداد بحسب جسم، امانت عشق را قابل آمد و جمال کبریائی را آئینهٔ مقابل ولقد کرمنا بنی آدم.... و فضلنا هم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا.

نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل

آنچه در سر سویدای بنی‌آدم ازوست (سعدی)

در اینجا مقصود انسان کامل و حضرت ولی است و منظور از اشاره ساقی ازلی‌ست.

بخش 2

باز ساقی برکشید از دل خروش

گفت ای صافی‌دلان دُرد نوش

مرد خواهم همتی عالی کند

ساغر ما را ز می خالی کند

انبیا و اولیا را بانیاز

شد بساغر، گردن خواهش دراز

جمله را دل در طلب چون خم بجوش

لیک آن سر خیل مخموران خموش

سر به‌بالا یکسر از برنا و پیر

لیک آن منظور ساقی سر بزیر

هر یک از جان همتی بگماشتند

جرعه‌ای از آن قدح برداشتند

باز بود آن جام عشق ذوالجلال

همچنان در دست ساقی مال‌مال

جام بر کف، منتظر ساقی هنوز

اللّه اللّه غیرت آمد غیر سوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به مفهوم شرافت و فطرت انسانی اشاره دارد و تصریح می‌کند که انسان به دلیل ویژگی‌های ذاتی‌اش، ظرفیت دریافت عشق و جمال الهی را دارد. در واقع، انسان کامل و ولی را به عنوان نماد برتری انسانیت معرفی می‌کند و به اهمیت طلب و جستجوی انسان در راه عشق و معرفت اشاره می‌کند. ساقی به عنوان نماد الهی، نوشیدن عشق و معرفت را به انسان‌ها تقدیم می‌کند، در حالی که هر کس با تلاش خود در پی دریافت این جام عشق است. در نهایت، این متن نشان می‌دهد که همه انسان‌ها به دنبال عشق و کمال هستند ولی همگی به یک حقیقت بزرگ متفاوت دست نمی‌یابند.