نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ عمان سامانی

عمان سامانی / گنجینة الاسرار / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بخش 1

در بیان اینکه چون مطلوب را رغبت شامل و طالب را استعداد کامل آمد، توسن مقصود رام است و باده‌ی مراد در جام، از آنجاست که محرم خلوتخانه‌ی راز و محقق شیراز خواجه حافظ قدس سره می‌فرماید:

سایهٔ معشوق گر افتاد بر عاشق چه شد

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

و در اینجا مقصود حسینی استعدادست که در طریق جانبازی طاق و در قانون خانه پردازی زبده و اکمل عشاق‌ست.

بخش 2

باز ساقی گفت تا چند انتظار

ای حریف لاابالی سر برآر

ای قدح پیما درآ، هوئی بزن

گوی چوگانت سرم، گوئی بزن

چون بموقع ساقیش درخواست کرد

پیر میخواران ز جا، قد راست کرد

زینت افزای بساط نشأتین

سرور و سر خیل مخموران حسین

گفت آنکس را که می‌جویی منم

باده‌خواری را که می‌گویی منم

شرطهایش را یکایک گوش کرد

ساغر می را تمامی نوش کرد

باز گفت از این شراب خوشگوار

دیگرت گر هست یک ساغر بیار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفهوم عشق و زیبایی می‌پردازد و از اشعار حافظ استفاده می‌کند تا نشان دهد که عاشق و معشوق همواره به یکدیگر نیازمند هستند. در آن، به استعداد عاشق در زمینه‌ی عشق اشاره شده و به نشئه‌ی عشق و شادی‌های آن پرداخته می‌شود. ساقی از عاشق می‌خواهد که دیگر انتظار نکشد و به شادی و خوشی بپردازد. در نهایت، عاشق از باده و نوشیدن لذت می‌برد و خواهان تجربه‌های بیشتر است.