بحر خفیف — ابیات پراکندهٔ مثنویها عنصری
عنصری بلخی / ابیات پراکندهٔ مثنویها
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — سر که یابد گسسته کیسنه را
- شمارهٔ ۷ — از غم تو بدل گریغش نیست
- شمارهٔ ۴ — او مرآن را در آن یله کرده است
- شمارهٔ ۳ — شاه غزنین چو نزد او بگذشت
- شمارهٔ ۲ — نتوان ساخت از کدو گوداب
- شمارهٔ ۵ — صعب چون بیم و تلخ چون غم جفت
- شمارهٔ ۶ — مرورا گشت گردن و سر و پشت
- شمارهٔ ۸ — ببر آورد بخت پوده درخت
- شمارهٔ ۹ — زان مثا حال من بگشت و بتافت
- شمارهٔ ۱۳ — رای دانا سر سخن ساریست
- شمارهٔ ۱۰ — هر که فرهنگ ازو فروهیدست
- شمارهٔ ۱۵ — بیوفا هست دوخته بدو نخ
- شمارهٔ ۱۷ — چون بیامد بوعده بر سامند
- شمارهٔ ۱۶ — چون برون جست مرز از سوراخ
- شمارهٔ ۱۲ — سرد آهش چو زنگیانی زشت
- شمارهٔ ۱۱ — گرد پرگار چرخ مرکز بست
- شمارهٔ ۱۴ — آن صنم را ز گاز و ز نشکنج
- شمارهٔ ۲۰ — هر که بر درگه ملوک بود
- شمارهٔ ۱۹ — پادشاهی که با شکه باشد
- شمارهٔ ۲۲ — دل پهلو پسر بساز آورد
- شمارهٔ ۱۸ — از تک اسب و بانگ نعرۀ مرد
- شمارهٔ ۲۱ — گفت کاین مردمان بی باکند
- شمارهٔ ۲۵ — لشکر شادبهر در جنبید
- شمارهٔ ۲۳ — بر سر باد تند و موج بلند
- شمارهٔ ۲۴ — فعل آلوده گوهر آلاید
- شمارهٔ ۳۰ — تیز شد عشق و در دلش پیچید
- شمارهٔ ۲۸ — آب و آتش بهم نیامیزد
- شمارهٔ ۳۳ — مثل مو بود بدین اندر
- شمارهٔ ۲۶ — هر که را راهبر ز غن باشد
- شمارهٔ ۲۹ — هر که را رهبری کلاغ کند
- شمارهٔ ۳۱ — نکند میل بی هنر بهنر
- شمارهٔ ۲۷ — با درفش ار تپانچه خواهی زد
- شمارهٔ ۳۲ — روز پیکار و روز کردن کار
- شمارهٔ ۳۹ — زود بردند و آزمودندش
- شمارهٔ ۳۷ — خواستم با نیاز و داشادش
- شمارهٔ ۳۴ — بارگی خواست شاد بهر شکار
- شمارهٔ ۴۱ — رخ ز دیده نگاشته بسر شک
- شمارهٔ ۳۶ — گفتم این و گریختم ز عسس
- شمارهٔ ۳۸ — شد مژه گرد چشم او ز آتش
- شمارهٔ ۴۰ — سنگ بی نمج و آب بی زایش
- شمارهٔ ۳۵ — گاه اقبال آبگینه خنور
- شمارهٔ ۴۳ — تبنک را چو کژ نهی بیشک
- شمارهٔ ۴۶ — گفت نقاش چونکه نشناسم
- شمارهٔ ۴۹ — تیره بر چرخ راه کاهکشان
- شمارهٔ ۴۵ — مهر ایشان بود فیا وارم
- شمارهٔ ۴۷ — از گهر گرد کردن بفخم
- شمارهٔ ۴۲ — چون مراغه کند کسی بر خاک
- شمارهٔ ۴۸ — ویحک ای ابر گنهکاران
- شمارهٔ ۴۴ — بسپاریم دل بجستن جنگ
- شمارهٔ ۵۶ — گفت بر پرنیان ریشیده
- شمارهٔ ۵۳ — گنجشک از آنکه فزون دارد تاو(؟)
- شمارهٔ ۵۵ — هرچه واجب شود ز باد افراه
- شمارهٔ ۵۷ — منظر او بلند چون خوازه
- شمارهٔ ۵۲ — مرد ملاح تیز اندک رو
- شمارهٔ ۵۰ — که حسد هست دشمن ریمن
- شمارهٔ ۵۴ — رخم از رنگ تست ریشیده
- شمارهٔ ۵۱ — بهمه شهر بود ازو آذین
- شمارهٔ ۶۴ — هرچه یابی وزان فرومولی
- شمارهٔ ۵۸ — چون همی شد بخانه آماده
- شمارهٔ ۶۱ — بندیان داشت بی زوار و پناه
- شمارهٔ ۶۰ — کار زرگر به زر شود بر راه
- شمارهٔ ۶۳ — زان گشاید فقع که بگشادی
- شمارهٔ ۶۵ — ساخت آنگه یکی بیوگانی
- شمارهٔ ۶۲ — لاله از خون دیده آغشته
- شمارهٔ ۵۹ — با غلامان و آلت شکره