شمارهٔ ۱۴۰ عنصری
عنصری بلخی / قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جزوی و کلی از دو برون نیست آنچ هست
جز وی همه تو بخشی و کلی همه خدای
من از خدای و از تو همی خواهم این دو چیز
تا او ترا بقا دهد و تو مرا قبای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ارتباط بین خدا و انسان اشاره میکند. او میگوید جز خدا هیچچیز واقعی نیست و همه موجودات جزئی از کلیت خداوند هستند. شاعر از خدا میخواهد که به مخاطبش بقا و زندگی پایدار عطا کند و خود نیز خواهان محبت و حمایت است. در واقع، او خواستهاش از خدا و از مخاطب را بیان میکند: یکی برای دوام و دیگری برای پوشش و محبت.