شمارهٔ ۲۰ عنصری
عنصری بلخی / قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
درد مرا بگیتی دارو پدید نیست
دردی که از فراق بود درد بی دواست
گنجی است عاشقان را صبر ار نگه کنی
کو روی زرد سرخ کند پشت گوژ راست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به درد و رنج فراق معشوق اشاره میکند و میگوید که این درد، دردی بیدرمان است. او از صبر به عنوان گنجی برای عاشقان یاد میکند و اشاره به تحمل دشواریها و غمها دارد، زیرا این صبر میتواند سرانجام مایه روشنی و آرامش باشد.