غزل شمارهٔ ۱۱ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
التفاتی نیست با امید مطلوب مرا
مرحمت با یاس باشد، خوی محبوب مرا
تا به حال من کند اندیشه های باطلش
پیش او در آتش اندازید مکتوب مرا
زان حجاب افتاد و زین عم خانه می ناید برون
دشمنی با خویش تا کی جان محبوب مرا
گفت و گو های دل شوریده ام باطل مدان
بهره ی از هوشمندی هست مجذوب مرا
گریه را ذوق است کانر تهمتی باعث نشست
ور نه یوسف در گریبان است یعقوب مرا
جسن و ناز و عشوه خواهد هر دم از شرم ادب
حسن اهلیت دهد آزاد محبوب مرا
ناصبوری گر کند عرفی دلم عیبش مکن
ناصبوری شرط اصلاح است ایوب مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از جدایی و مشکلات عاطفی خود میگوید و ابراز میکند که امید به وصال محبوبش را از دست داده است. او به ابهام و سردرگمی در احساساتش اشاره میکند و نارضایتی از عدم توجه محبوبش را ابراز مینماید. همچنین به تناقضات در دلش پرداخته و گریههایش را ناشی از عشق و افکار گمراهکننده میداند. در انتها، شاعر به مفهوم ناصبوری اشاره کرده و معتقد است که این ناصبوری میتواند به اصلاح و بهبود روحیهاش کمک کند.