نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشق کو تا در بیابان جنون آرد مرا

تشنه سازد، بر لب دریای خون آرد مرا

در می طامات خوش لایعلقم، مطرب کجاست

تا به هوش از نغمه های ارغنون آرد مرا

در بهشتم کن خدایا تا نمانم شرمسار

تا که از شرم گنه دوزخ برون آرد مرا

می رود اندیشه ام در کعبه از دیر مغان

می برد باری نمی دانم که چون آرد مرا

گر بنالم عرفی از عقل و خرد معذور دار

من به این وادی نه خود آیم، جنون آرد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تجلی عشق و جنون پرداخته است. او به عشق به عنوان نیرویی اشاره می‌کند که او را به سمت بیابان جنون می‌برد و تشنگی را در دلش ایجاد می‌کند. او از معشوق می‌خواهد تا با موسیقی و نغمه‌های خوشش، او را از حالتی که در آن گرفتار شده نجات دهد. همچنین به خداوند درخواست می‌کند که در بهشتش جای دهد تا از شرم گناهانش رهایی یابد. شاعر نیز از دردی که در دلش دارد سخن می‌گوید و اذعان می‌کند که در این مسیر، عقل و خردش را کنار گذاشته و به نیروی عشق و جنون روی آورده است.