نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۵ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نازنده جهان از تو به آلایش آفت

ای آفت آسایش و آسایش آفت

تا دیده فلک شیوه ی آفت گری تو

یک لحظه نپایید ز فرمایش آفت

باید همه آفت شد اگر امت عشقی

راضی نشود عشق یه آلایش آفت

چندان که دلم آفت عشقت طلبد، نیست

در حوصله ی عشق تو گنجایش آفت

آراسته از آفت نازت دل عرفی

ای ناز دل آرای تو آرایش آفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معشوق خود اشاره می‌کند و او را منبع آزار و آرامش می‌داند. او از آفت‌هایی که عشق به همراه دارد سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حتی اگر عشق درد و رنج هم به همراه داشته باشد، باز هم باید به آن رضایت داد. شاعر از دلایل و پیامدهای عشق و آلام ناشی از آن می‌نویسد و در پایان به زیبایی و ناز معشوق خود اشاره می‌کند که این زیبایی نیز خود نوعی آفت است. در کل، این شعر به تضاد عشق و آلام آن پرداخته و احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوقش نشان می‌دهد.