نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۲ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دلبران نی دل به ناز و عشق غافل می‌برند

می‌کشند از عاقلان صد رنج تا دل می‌برند

کشتگان غمزهٔ معشوق در روز جزا

جمله غیرت بر قبول کار قاتل می‌برند

نگسلی از کاروان کعبه ای دل، کز شتاب

می‌گذارندت به خاک عجز و محمل می‌برند

با سبک‌روحان کن آمیزش، که ماندی چون ز راه

بار غم بر دوش دل، منزل به منزل می‌برند

گرچه ارباب تعلق وقف توفانند، لیک

رخت اگر کمتر بود کشتی به ساحل می‌برند

هرکجا شمعی است روشن می‌کنند از بهر بزم

شمع جان هرگه که روشن شد ز محفل می‌برند

زحمت حجاج دیر از کعبه‌جویان بدتر است

ره بسی طی می‌شود، پیرو به باطل می‌برند

فتنه شو بر اهل دل عرفی که از حسن قبول

مرده را جان می‌دهند و زنده را دل می‌برند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف پیچیدگی‌های عشق و دلدادگی می‌پردازد. شاعر به نقش دلبران در فریب و اغوا اشاره می‌کند و تغییراتی که در زندگی افراد عاقل به وجود می‌آورند را به تصویر می‌کشد. او از بازتاب عشق و غم در روز جزا سخن می‌گوید و به چالش‌های روحی و جسمی که عاشقان با آن مواجه هستند اشاره می‌کند. همچنین، شاعر به سفر روحی و معنوی اشاره دارد و اینکه با وجود مشکلات، عشق می‌تواند انسان را به جایی بهتر برساند. در نهایت، شاعر از تأثیرات عشق بر جان افراد و سرنوشت آنها سخن می‌گوید و به خوبی و زشتی موجود در این عشق اشاره می‌کند.