غزل شمارهٔ ۱۸۳ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر دَرِ عشق زنی تاب ملامت باید
دل آمادهٔ آشوب قیامت باید
در قبول نظر عشق هزاران شرط است
اول از عافیت رفته ندامت باید
تا به کی شاهد معنی بکشد بند نقاب
عمر ها بر در اندیشه اقامت باید
حسن سلمی ز تماشاگه هر بوالهوس است
چشمی از دیدن جز وِی به سلامت باید
طاقت سایه نداریم، چه اندیشه کنیم
پنجه در پنجهٔ خورشید قیامت باید
عرفی از رمز ملامت نشود دعوی عشق
همه صاحب نظرانیم، علامت باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و پیچیدگیهای آن است. شاعر میگوید اگر کسی در عشق دچار ملامت شود، باید در عواطف خود آماده چالشهای بزرگ باشد. برای عشق، شرایط زیادی وجود دارد و اولین شرط آن، دوری از عافیت و پشیمانی است. همچنین، عشق واقعی نباید فقط در ظاهر خلاصه شود و باید به عمق معنا توجه کرد. شاعر تأکید میکند که زیبایی واقعی در عشق باید محفوظ بماند و تنها دل باخته کسی باشد که شایسته محبت است. در نهایت، او میگوید که حس عشق نمیتواند بدون درک عمیق ایجاد شود و همه باید به این علامتها توجه کنند.