نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۸ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چند بی بهره شود دیدهٔ گریانی؛ چند؟

زلف جمع آر که جمعند پریشانی چند

گلرخان محنت نایافت بیابند مگر

یک نفس چاک ببینند گریبانی چند

آن که آماده کند پردهٔ نا کرده گناه

کی در او پرده ای از کرده پشیمانی چند

کبرای تو، بر آنم، که نیارد به نظر

مستی آلوده به آلایش دامانی چند

عرفی افسانهٔ ما گوش کنان حلقه زدند

خوان بیارآی، که جمع آمده مهمانی چند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف غم و رنج عشق و زیبایی پرداخته است. شاعر به گریه و اندوه اشاره می‌کند و از پیچیدگی‌های زیبایی و عشق می‌گوید. او به تحسین زیبایی می‌پردازد و بیان می‌کند که چطور یک لحظه از لذت عشق می‌تواند خاطرات غم‌انگیز را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، شاعر دعوت به جشن و مهمانی می‌کند و بر اهمیت همراهی و گوش دادن به داستان‌های عاشقانه تأکید می‌کند.