نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

فارغیم ای عاملان حشر ز احسان شما

کشت و کار ما نمی گنجد به میزان شما

رندی ام ای میر دیوان، جزا ثابت بود

من صبوحی کرده می آیم به دیوان شما

نیست غم ز آلودگی ای سالکان راه عشق

دست کوثر می فشاند گرد ایوان شما

آفتاب ما طلوع از مشرق یثرب نمود

فارغیم ای مصریان از ماه کنعان شما

رفته رفته کار خود می ساختم ناپایدار

گر بگشتی دستگیرم فیض احسان شما

شب گذشت و جام می لب تر نکردی زاهدا

مجلس رندان ندارد طاقت شأن شما

دست عدل ای سینه ریشان گر نبخشد مرهمی

طاق کسرا می کند چاک گریبان شما

عرض مال، ای منعمان، بر می کشان، بی حرمتی است

خرج یک بزم شراب ماست سامان شما

از تبسم بر سر خوبان چرا منت نهند

این ملاحت با نمک هست از نمکدان شما

سوخت عرفی از حجاب ناکسان کوی عشق

شرم حرمت برنتابد روی مهران شما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به توصیف احسان و جمال الهی می‌پردازد و به تأثیر آن بر زندگی عاشقان اشاره می‌کند. شاعر با ابراز شکرگزاری از «عاملان حشر» یعنی کسانی که در مسیر عشق و معنویت کمک می‌کنند، از عظمت محبت‌ و رحمت آنها سخن می‌گوید. نگاهی به درد و رنج عاشقانه‌ها دارد و می‌گوید که در عشق نیازی به غم نیست. همچنین به اهمیت عیش و نوش و مجالس شراب اشاره می‌شود و نوید می‌دهد که عشق حقیقی مستلزم فراموشی قید و بندهاست. شاعر به زیبایی و جذابیت در نگاه محبوبان اشاره می‌کند و در نهایت تأکید می‌کند که فرار از حجاب‌های دنیوی و رسیدن به عشق واقعی میسر نیست مگر با مدد الهی.