غزل شمارهٔ ۳۱ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم در کعبهای رو کرد و همت جوید از دلها
که خواهد ماندش از پی کعبهها در طی منزلها
تو افلاطون دلی، اندیشه را چین در جبین مفکن
در آن وادی که جز حسرت ندانی حل مشکلها
مثالی گویمت عامی صفت بردار زآن نقشی
جمال کعبه نتوان دید، طی ناکرده منزلها
اگر با میر محمل رمزی از دیر مغان گویم
جرس بگشاید و ناقوس بربندد به محملها
خدا را خانقاه کهنهٔ صوفی به رندان ده
که ایوانها بسازند و بیارایند محفلها
چو خونآلوده فردا خیزم و بر گرد او گردم
شهیدان محبت را ز حسرت خون شود دلها
تماشا دوستی عرفی ولیکن وای بر جانت
اگر بر دارد از پیش نظر توفیق حایلها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دل و احساسات عمیق خود سخن میگوید و با اشاره به کعبه به مثابه محور حقیقت و عشق، به جستجوی معانی عمیقتر زندگی میپردازد. او تأکید میکند که نمیتوان به جمال کعبه و حقیقت رسید مگر اینکه مراحل و سفرهای معنوی را طی کرد. از افلاطون و اندیشههای او یاد میکند و بیان میکند که در برخی وادیها تنها حسرت باقی میماند. شاعر میخواهد تا معانی عمیق را با زبانی ساده بیان کند و بر ضرورت فضایی معنوی برای پرورش احساسات و روابط انسانی تأکید دارد. او همچنین در آخر به عشق و فداکاری در راه دوستی اشاره میکند و از نیاز به توفیق و هدایت در این مسیر سخن میگوید.