نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۶ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز چشمم آب حسرت می تراود

ز هر مویم شکایت می تراود

چنان در دل خلد گاه نمازم

که کفرم از عبادت می تراود

زهی بی آبرو آن دل که از وی

به کاویدن محبت می تراود

بگو تیغ از چه شربت آب دادی

که از هر زخم لذت می تراود

حذر کن زین دعای آتش آلود

کزین چشمه اجابت می تراود

تراود از دل عرفی سخن ها

ولی هنگام فرصت می تراود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از اندوه و حسرت شاعر است که از چشمش اشک می‌ریزد و از هر مویی شکایت می‌کند. او در دلش احساس خلد و بهشت دارد، اما به حدی عبادت در او به کفر می‌انجامد. شاعر به عشق و محبت اشاره دارد و از دل بی‌احساس و بی‌آبرویی سخن می‌گوید. همچنین از لذت‌های زخم‌های عاطفی صحبت می‌کند و هشدار می‌دهد که از دعاهای پرآتش دوری کند، زیرا پاسخ این دعاها می‌تواند خطرناک باشد. در نهایت، او به این نکته اشاره دارد که زمان فرصت باعث بروز سخنان دلش می‌شود.