غزل شمارهٔ ۲۷۰ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند
صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند
این تشنگی به جام و قدح کم نمی شود
با ساقیان بگو که فکر سبو کنند
این است التماس که ما را پس از وفات
رندان باده نوش به می شست و شو کنند
نازم به غمزه اش که ز شوق خدنگ او
آسودگان حیات دگر آرزو کنند
عرفی چه بیم داری از آسیب دلبران
بگذار تا به جان تو ناخن فرو کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به تمایل انسانها به لذتهای دنیوی و زیباییهای عشق اشاره میکند. او از کسانی که در انکار و تندخویی هستند میخواهد تا با دل نرمتری به عشق و زیبایی نگاه کنند. او تشنگی دل را با شراب و عشق تسکین میدهد و از ساقیان میخواهد تا به فکر خدمت به عاشقان باشند. شاعر همچنین به زیبایی عشق و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و میگوید که آسودگی زندگی به شوق این عشق دست پیدا میکند. در نهایت، شاعر از ترس دلبرها میگوید و این را یادآور میشود که اجازه بدهند عشق و شادی به زندگی ورود پیدا کند.