غزل شمارهٔ ۴۱۴ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر بگویم ز نظر یار نهان است، غلط
ور بگویم که به هر دیده عیان است، غلط
شش جهت فیض پذیر از نظر رحمت اوست
ور بگویم که به سویی نگران است، غلط
می کُشد زارم و گنهی نیست مرا
ور بگویم که مرا دشمن جان است، غلط
تیر دلدوز شهیدان همه از ترکش اوست
ور بگویم که از آن شست و کمان است، غلط
جز گمان هیچ ندارم به کف از صدق خبر
ور بگویم که همین محض گمان است، غلط
عرفی ار بی خبرت خواند، غلط نشماری
گوهرش گر بشناسی ز چه کان است، غلط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان معانی پیچیده و ظریف مرتبط با عشق و معرفت میپردازد. شاعر با اشاره به محبوب (یار) و تأثیرات آن بر دل و جان، به نوعی از ابهام در شناخت اشاره میکند. او میگوید که اگر بگوید محبوب از دید پنهان است یا اینکه از نگاه همه عیان است، هر دو اشتباه است. همچنین، شاعر به رحمت و فیض الهی اشاره میکند و بیان میکند که درد و رنج او به نوعی ناشی از عشق و محبت، نه دشمنی، است. شاعر در ادامه به تیرهایی اشاره میکند که از کمان عشق پرتاب شده و تأکید میکند که تمام آنچه میداند تنها بر اساس گمان است. در نهایت، او میگوید اگر کسی به حقیقت عشق پی ببرد، دیگر نمیتواند آن را نادرست ببیند. این شعر به بررسی پیچیدگیهای عشق و معرفت پرداخته و انعکاس احساسات عمیق انسانی را به تصویر میکشد.