غزل شمارهٔ ۴۲۵ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ما گریبان دل از گل های غم پر کرده ایم
از شراب تلخکامی جام جم پر کرده ایم
مژده باد ای دل، نثار کام را آماده باش
کز گل پژمردگی دامان غم پر کرده ایم
هیچ از این حسرت نمی سوزیم کز بازار فیض
اهل دل جیب مراد و ما شکم پر کرده ایم
تیغ و سر درکف به سوی عشق رفتم، گفت رو
کز شهیدان عاقبت را از عدم پر کرده ایم
خوش برآ عرفی زمانی با الم خاموش باش
کز هجوم ناله آزار الم پر کرده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس غم و ناامیدی شاعر است که دلش را از درد و تلخی پر کرده و به زندگی تلخ خود اشاره دارد. با وجود این، شاعر به دل خود مژده میدهد که به زودی از این غم رهایی خواهد یافت. او از حسرت و ناکامیهایش نمیسوزد، زیرا میداند که در بازار زندگی، کسانی هستند که به آرزوهای خود دست یافتهاند. در نهایت، شاعر به آرامش و سکوت در برابر دردها و نالههای زندگی دعوت میکند و به طرز زیبا و دردناکی از این احساسات نام میبرد.