غزل شمارهٔ ۴۵۰ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به شرح غم نفس را ریش کردیم
درون را عافیت اندیش کردیم
طمع بردیم چندان بر در عشق
که از درد غمش درویش کردیم
اگر رفیتم در جنت مکن عیب
که اول درد و غم را پیش کردیم
جنون با ما نکرد این تیغ بازی
که ما با عقل دور اندیش کردیم
اگر خواریم عرفی جرم او نیست
تحمل های بیش از بیش کردیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم و دردهایی که در عشق تجربه کرده صحبت میکند. او به این نکته اشاره دارد که با وجود مشکلات و رنجها، تصمیم گرفتهاند به طور عاقلانه به زندگی نگاه کنند. شاعر به طمعهایی که در عشق داشته و به پیامدهای آن اشاره میکند و میگوید که در این مسیر به درویشی رسیدهاند. او همچنین به نوعی دافع مسائل و نواقص خود و دیگران میپردازد و میگوید که اگر در جنت هم باشند، نباید به آنها عیب بگیرند زیرا خودشان دردها را با آگاهی و تفکر پذیرفتهاند. در نهایت، با بیان اینکه تحملشان به دلیل عشق و عواطفشان بیشتر شده است، به مفهوم تحمل و پذیرش اشاره میکند.