نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۸ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خوش آن جهان چو من از داغ دل کباب شوم

زمانه را کنم آباد اگر خراب شوم

بر آن شدم که چنان آتشی برافروزم

که در میانهٔ آن تا ابد کباب شوم

دهان شیشه گشاد است، عشق نزدیک است

که بی نیاز ز کیفیت شراب شوم

چنان ز عشق مهیای تربیت شده ام

که گر ز ذره نظر یابم آفتاب شوم

رسم به مقصد و عمداٌ نایستم از ننگ

به هر طرف، چو همت، گران-رکاب شوم

چنان که همت عرفی سبک عنان کرده است

به گرد او نرسم گر همه شتاب شوم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند و به عشق و داغ دل اشاره دارد. او آرزو دارد که با داغ دلش به مانند کبابی داغ شود و به بهبود زمانه کمک کند. همچنین او به عشق اشاره می‌کند و از آمادگی خود برای تغییر و تربیت به واسطه عشق صحبت می‌کند. شاعر از ننگ و موانع عبور می‌کند و به دنبال هدف خود است، حتی اگر به سختی یا با شتاب باشد. در نهایت، او به عزم و اراده خود تأکید می‌کند و می‌خواهد به معشوق خود نزدیک شود.