غزل شمارهٔ ۵۰۲ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما جام درد با دف و نی کم کشیده ایم
دایم قدح نهفته ز محرم کشیده ایم
دامن ز جام می مکش ای محتسب که ما
جام و سبو ز چشمهٔ زمزم کشیده ایم
دانسته ایم تلخی عیش گذشته را
تا خویش را به حلقهٔ ماتم کشیده ایم
ناسور گشته زخم و نمک را چه می کنیم
ما انتقام خویش ز مرهم کشیده ایم
ای آسمان مناز به بیداد خود که دوش
آهی برای مردم عالم کشیده ایم
ما داده ایم شیوهٔ غم بی شکی قرار
عرفی چه ها ز مردم بی غم کشیده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک شاعر است. او از تجربههای تلخ و رنجهای گذشته صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که با وجود سختیها و غمها، همچنان به دنبال شادی و سرور هستند. شاعر به محتسب (نظارت بر اخلاق) هشدار میدهد که نگذارد شادیها و لذتهایشان تحت تأثیر قرار گیرد. او از زخمها و دردهایش میگوید و همچنین بر این نکته تأکید میکند که باید از غمهای خود درس بگیرند. در نهایت، شعر نشاندهنده تلاش برای عشق و زندگی در میان تلخیها و چالشهاست.