غزل شمارهٔ ۵۳۰ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای گریه، خون دل به کنار هوس مکن
گلبرگ باغ قدس به دامان خس مکن
یک ره به کعبه داری و صد ره به سومنات
باریک شارعیست، نگه باز پس مکن
صد شاهباز گرسنه پرواز می کنند
ای کبک پر شکسته کنار از قفس مکن
این دشت لاله زار فریب است، زینهار
خضری بجو، گوش به بانگ جرس مکن
فریاد ناسرشته به خون کی دهد اثر
آزار دل مجوی و عذاب نفس مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به هشدار و نصیحت میپردازد. او از گریه و اندوه بیفایده بر یک هوس و آرزو جلوگیری میکند و به یادآوری میپردازد که باید از زیباییها و نعمات الهی بهرهمند شد. او به جستوجوی حقیقت و ارزشهای معنوی دعوت میکند و تاکید میکند که نباید به ظواهر دنیوی دچار فریب شد. همچنین بر اهمیت آرامش درونی و پرهیز از آزار دل و نفس اشاره میکند و میخواهد خواننده را از گرفتاریهای بیفایده دور نگه دارد.