غزل شمارهٔ ۵۳۲ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
میان دعا بر دل شب مزن
ز لب ناله برچین و یا رب مزن
مزن لاف اسلام، اگر می زنی
چو ملزم بر آنی به مشرب مزن
به جولان خود هم مزن خنده ای
همین گو ز بالای اشهب مزن
پی حسنت الوانت این مست گل
که در خون سرشتی به قالب مزن
به شمشیر ترک طلب کشته شو
شبیخون فرصت به مطلب مزن
شبیخون زند غم به عرفی، بگو
که بانگ هزیمت به مرکب مزن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به خودآگاهی و فکری عمیق دارد. شاعر از خواننده میخواهد که به دعا در دل شب نپردازد و از نالههای بیسرانجام خودداری کند. او تاکید میکند که اگر به اسلام اعتقاد داری، تنها در گفتار نباشد و عمل کنی. همچنین، به بیحالی و بیهدفبودن در زندگی اشاره میکند و از فرد میخواهد که از شادیهای بیمحتوا دوری کند. در نهایت، شاعر به درد و غم اشاره میکند و از شنیدن صدای شکست و ناامیدی در زندگی مینویسد و توصیه میکند که به مبارزه با مشکلات و غمها بپردازد.