غزل شمارهٔ ۵۳۶ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو
ولی از وصف کوی او به بانگ شمه هم بشنو
به ناکامی بمیرد هر که راه عشق پیماید
عنان را نرم کن وین مژدگانی هر قدم بشنو
لب جام است در افسانه آن گه که می نوشی
گمان دارم که گویم شمه ای از حال جم بشنو
مپر ای مرغ دل در صیدگاه ناز محبوبان
ز هر جانب صدای بال شاهین راز هم بشنو
بیا ای آن که بر طرف حریم کعبه می تازی
به گرد کوی او لبیک لبیک حرم بشنو
بیا در سینهٔ عرفی که مالامال غم گردی
به حال او صدای آه درد آلود غم بشنو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زاهدان و پرهیزگاران میگوید که به افسانه باغ ارم گوش دهند، اما از وصف محبوب واقعی و کوی او نیز غافل نشوند. او اشاره میکند که هر کسی که در پی عشق برود، ممکن است دچار ناکامی شود، اما باید با نرمش در زندگی و امیدواری به جلو حرکت کند. شاعر ماجرای جام می را به عنوان نمادی از لذت و شادی معرفی میکند و از عشق و زیباییهای آن صحبت میکند. همچنین از دلباختگان میخواهد که از جمعآوری شوق و حسرت دست برندارند و به ناز محبوبان توجه کنند. در پایان، شاعر از کسی که در حال زیارت کعبه است و به عشقش میتازد میخواهد که در کوی محبوبش صداهای خوش را بشنود و به غم خود نیز ناخودآگاه گوش دهد. به طور کلی، شعر درباره عشق، شوق، و اندوه ناشی از آن است.