غزل شمارهٔ ۵۳۷ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
که محجوبست و می سازد هلاکم انفعال او
ز شرح شوقم آتش در پر روح الامین افتد
اگر غمنامهٔ هجر تو بربندم به بال او
نمیرم زود، غمگین است پیش از مردن یاران
کند آغاز شیون تا شود رفع ملال او
پس از مردن گره شد در گلویم گریه، چون دیدم
که جان رو در قفا می رفت از شوق جمال او
بر آرم در لحد آهی که آتش در ملک گیرد
اگر باشد به جز اسرار عشق از من سوال او
چو مست آمد برون عرفی، چه گویم اهل تقوی را
چه سان زد مشعله بر خاک عصمت رنگ آل او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره غم و شوق عمیق شاعر به معشوقش است. شاعر از گریه و حسی که در هنگام وصال معشوق به او دست میدهد، سخن میگوید و اینکه این غم و شوق چقدر او را تحت تأثیر قرار داده است. او بیان میکند که از شدت احساساتش، حتی روحالامین نیز در آتش شوقش میسوزد. همچنین، اشاره دارد که حتی در مرگ نیز این غم و اندوه او را رها نخواهد کرد و با خود به لحد میبرد. در مجموع، این شعر نمایانگر عشق عمیق و درونی شاعر به معشوقش است که او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.