نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۴۳ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

ساغر لب ریز وصل، بر کف مشتاق نه

زمزمهٔ آتشین بر لب عشاق نه

ای قلم شعله ریز، دود دل ما بریز

آتش حسرت فزوز در دل اوراق نه

حسن صنم پرده سوخت، ای دل دیدار دوست

ناصیه بر خاک بند، حوصله بر تاق نه

عرفی اگر در جگر، شعله ندانی شکست

صد فلک از دود دل، بر سر آفاق نه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و دلتنگی اشاره دارد. شاعر از شوق و حسرت دل می‌گوید و به وضوح احساسات عمیق خود را در وصف معشوق بیان می‌کند. او به آتش عشق و درد ناشی از دوری از محبوب اشاره می‌کند و به قلم خود دستور می‌دهد که درد دل را بر صفحه بنویسد. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق و اثر عمیق آن در دل عاشق اشاره می‌کند و ناتوانی در تحمل غم عشق را بازگو می‌کند.