نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در نو بهار باده ننوشد کسی چرا

می در پیاله زهد فروشد کسی چرا

مرغان چنین به شوق و بهاران چنین به ذوق

همراه بلبلان نخروشد کسی چرا

سر رشته ی معامله در دست قسمت است

با دشمنان به مهر بجوشد کسی چرا

صد دشمنم به خون به حل و تشنه دوست هم

این بی خمار باده ننوشد کسی چرا

چون دمبدم عنایت توفیق ممکن است

در تنگنای نزع نکوشد کسی چرا

هم دوستی است عرفی و هم رفع دشمنی

عیب غنیم دوست بپوشد کسی چرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعاتی چون عشق، باده‌نوشی، و روابط انسانی می‌پردازد. شاعر در آغاز می‌پرسد چرا در بهار هیچ کس باده نمی‌نوشد و از جدایی از باده و عشق شکایت می‌کند. او به شادی پرندگان در بهار و همراهی آنها با بلبلان اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چرا انسان‌ها نسبت به این شادی‌ها بی‌توجه هستند. همچنین به سرنوشت و قسمت اشاره دارد و می‌پرسد چرا کسی باید با دشمنان ارتباط محبت‌آمیز برقرار کند. شاعر به تضاد دوستی و دشمنی نیز می‌پردازد و از عیوب دوستی صحبت می‌کند و در نهایت به این نکته می‌رسد که باید به دنبال باده و عشق و دوستی بود.