غزل شمارهٔ ۶۶ عرفی
عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منزلگه دلها همه کاشانهٔ عشق است
هرجا که دلی گم شده در خانهٔ عشق است
ویرانهٔ جاوید بماند دل بیعشق
آن دل شود آباد که ویرانهٔ عشق است
فرزانه درآید به پریخانهٔ مقصود
هرکس که در این بادیه دیوانهٔ عشق است
پیمانهٔ زهر فلکم تلخ نسازد
این حوصله تلخیکش پیمانهٔ عشق است
هرکس به لبش گرم شود چشم تبسم
با او ننشینند که بیگانهٔ عشق است
عرفی دل و دین باختهای دلخوش او باش
اینها ثمر کاشتن دانهٔ عشق است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان اهمیت و زیبایی عشق و دل در زندگی میپردازد. در خانهای که دلها گم شدهاند، عشق حضور دارد. دلهایی که به عشق نرسند، ویران میمانند، در حالی که دلهایی که عشق را مییابند، آباد میشوند. شاعر به کسانی که در راه عشق دیوانهوار حرکت میکنند، ارادت میورزد و میگوید که تلخیهای زندگی با عشق شیرین میشوند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که دل و دین خود را به عشق بسپاریم و این عشق است که به زندگی ما معنا میبخشد.