نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۱ عرفی

عرفی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است

هر انتعاش نایره ی قفل ماتم است

دل زنده ساز قدر مسیح و مرا مسنج

غافل مباش آن نفسی بود و این دم است

حیف است حیف، بس مکن ای کاوش دلم

هر ناله را خراشی و هر گریه را نم است

باغی است گریه در جگر تشنه ام کزان

صد لاله زار سوخته در زیر یک شبنم است

هر کس که دید عرفی و این شور و های و هوی

غافل ز زیر پرده نمایش ، که یک کم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق احساسات انسانی اشاره دارد و بر ارتباط خنده و غم تأکید می‌کند. هر خنده نشانه‌ای از امید و هر ناله بیان‌گر درد و اندوه است. شاعر به این موضوع می‌پردازد که دل انسان با زنده کردن احساسات و یادآوری دشواری‌های زندگی، می‌تواند به عشق و شادابی دست یابد. او به زیبایی می‌گوید که هر گریه مانند باغی از عشق و درد در دل انسان است. در نهایت، شاعر از بینش و درک عمیق از زندگی صحبت می‌کند و می‌خواهد که مردم از زیبایی‌های پنهان زندگی غافل نشوند و به احساسات عمیق خود توجه نمایند.