شمارهٔ ۱۹ - بخل بی نهایت عرفی
عرفی شیرازی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
همدمی دارم بسی خوش صحبت اما گرسنه
آنچنان کز بهر سیری زخم تامردن خورد
با جوال زرمدامش غم بود قوت و هنوز
بسکه باخود بخل ورزد غم زغم خوردن خورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعری از همدمی سخن میگوید که بسیار خوشصحبت است، اما از گرسنگی رنج میبرد. او بهخاطر تأمین غذا، زخمهای زیادی را تحمل کرده و با وجود داراییاش، همواره در غم و نگرانی است. این شخص بهطور مداوم از خود بخل ورزیده و به شدت از غم و گرسنگی رنج میکشد.