شمارهٔ ۳۲ - توبیخ عرفی
عرفی شیرازی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای که درآئینه ام خود راسیه رو دیده ای
جنگ بیسودست رواندیشه زنگی مکن
ویکه نافهمیده ازوعظم بجان رنجیده ای
بی نصیب از فهم رازی فکر فرهنگی مکن
ورگمان گاوورزی داری اینک حاضرم
گر نمی تازی بمیدانم هم آهنگی مکن
ورتوان دندان من چون آسمان قهرت شکست
حاکمی اندیشه دندان شکن سنگی مکن
وعظ گفتم بیمجازی جای لذت بردن است
چون تو بیدردی سؤال از ذوق دلتنگی مکن
یا بعرفی صلح کن کاعمال زشتت رانوشت
یابرو باکاتب اعمال هم جنگی مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد و بررسی افرادی میپردازد که به ظاهر خود را فهمیده و آگاه میدانند، اما در واقعیت از درک عمیق موضوعات فرهنگی و انسانی محرومند. شاعر به آنها هشدار میدهد که بیمبنا فکر نکنند و در جنگهای بیفایده شرکت نکنند. او پیشنهاد میکند که اگر درک عمیقی ندارند، بهتر است سوالات نادانی نپرسند و به دیگران آسیب نزنند. در نهایت، شاعر بر لزوم توافق و صلح تأکید میکند و از دیگران میخواهد که با کردار زشت خود دست از جنگ بردارند.