نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۹۰ عرفی

عرفی شیرازی / رباعیها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

در سردی یخ بند که لرزد خورشید

خون بسته شود چون بقم در رگ بید

گل دسته ای از دود شرر بسته شود

کاندر کف روزگار ماند جاوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، بیان شده که در سرمای شدید، حتی خورشید هم ممکن است بی‌حرکت و بی‌نفوذ شود، و خون در رگ‌ها همچون خواب زمستانی به حالت سکون در می‌آید. همچنین، گل‌ها به شکل دودی از شرر در می‌آیند و این نشانه‌ی تغییر و تحول در روزگار است که همواره پایدار باقی می‌ماند. به طور کلی، شاعر به تضاد بین سرما و گرما، سکون و حرکت، و تغییرات زندگی اشاره می‌کند.