بخش ۵۱ - ابوحمزة الخراسانی ابوعلی عثمانی
ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب دوم
و از این طایفه بود ابوحمزة الخراسانی نشابوری بود از محلّت مُلْقاباد از اقران جنید و آن خرّاز و آنِ ابوتراب بود و دین دار و با ورع بود.
ابوحمزه گوید هر که دوستی مرگ اندر دل گیرد هرچه باقیست بر وی دوست کنند و هرچه فانیست بر وی دشمن کنند.
و گوید عارف زندگانی خویش همی دفع کند روز به روز و زندگانی همی ستاند روز به روز.
ابوالحسن مصری گوید که ابو حمزۀ خراسانی گوید مُحْرِم بماندم در میان گلیمی هر سال هزار فرسنگ برفتمی و به روز آفتاب بر من می تافتی و فرو می شدی هرگاه که از احرام بیروم آمدمی، احرام از سر گرفتمی و وفاة وی اندر سنۀ تسعین و مأتین بود.
مردی او را گفت مرا وصِیّتی کن گفت توشۀ بسیار برگیر این سفر را کی فرا پیش داری.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ابوحمزة الخراسانی، معروف به نشابوری و اهل محلت ملقاباد، از دانشمندان و عارفان بزرگ بود و همعصر جنید و ابوتراب به شمار میرفت. او مردی دیندار و با ورع بود. ابوحمزه میگوید که اگر کسی به دوستی مرگ در دلش بیفتد، باقیات زندگی را دوست میدارد و فانیات را دشمن میشمارد. او همچنین اظهار داشت که عارفان هر روز زندگی را از خود دور میکنند و هر روز دیگر را به دست میآورند. ابوالحسن مصری نقل میکند که ابوحمزه در ایام محرم زیر گلیمی به دور از دنیا به سر میبرد و هر سال هزار فرسنگ سفر میکرد. همچنین او در وصیت خود به دیگران توصیه کرد که توشه زیاد برای سفر آخرت خود جمعآوری کنند. ابوحمزه در سن نود سالگی درگذشت.