شمارهٔ ۲۳۸ - الخوف اوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی / الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دستی نه که از دل گرهی برگیرد
پایی نه که بار گنهی برگیرد
ترسم که زبی دلی سرانجام دلم
از سینه برون رود رهی برگیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات بیانگر نگرانی شاعر از دل و روح خود هستند. او میگوید که نه دستی دارد که بتواند از دلش گرهی را باز کند و نه پایی که بار گناهی را بردارد. در نهایت، او نگران این است که دلش به دلیل غم و دردی که دارد، از سینهاش بیرون برود. به عبارت دیگر، شاعر از شدت احساسات و مشکلات درونیاش ابراز نگرانی میکند.