شمارهٔ ۷ اوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی / الفصل الاول - فی الطامات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
پیری ز خرابات برون آمد مست
سجّاده به کول و کوزهٔ باده به دست
گفتم پیرا تو را به دل ایمان هست؟
ایمان به دل اندر است و دل نیست به دست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، پیر (شخصی سالخورده) از خرابهای بیرون میآید و با حالتی مست، سجادهای به دوش و کوزهای پر از شراب در دست دارد. شاعر به پیر میگوید که ایمان او را در دلش احساس میکند، اما اشاره میکند که ایمان در دل وجود دارد و نمیتوان آن را در دست گرفت. این شعر به نوعی به جستجوی معنای واقعی ایمان و معنویت اشاره دارد.