نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

مستم کن و هرچه هست بستان و برو

در چارسوی بلا بخوابان و برو

ور زانچ بخواهی که نشینی با من

منشین به وصال خویش بنشان و برو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوق می‌خواهد که او را مسحور کند و هر چیزی که دارد را بگیرد و برود. او به معشوق می‌گوید که اگر قرار است در چنگال سختی و مشکلات باشد، بهتر است به خواب برود و برود. همچنین اگر معشوق خواستار نشستن و همراهی با شاعر است، باید به وصال خود ننشیند و برود. شاعر بر این نکته تأکید دارد که نماندن و رفتن بهترین انتخاب است.