نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۹ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای دل عمری گذاشتی در پندار

وقت است که از خواب درآیی یک بار

رو کشتهٔ تیغ عشق شو در غم او

افسوس نباشد که بمیری مردار؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دل می‌گوید که عمرش را در خیالات گذرانده و حالا وقت آن رسیده که بیدار شود و به واقعیت عشق خود بپردازد. او از دل می‌خواهد که در برابر غم عشق با شجاعت و قوت بایستد، حتی اگر این به قیمت مرگ باشد، چرا که مرگ در عشق ارزشمندتر از زندگی بی‌معناست.