شمارهٔ ۵۸ اوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی / الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
با یار بگفتم به زبانی که مراست
کز آرزوی روی تو جانم برخاست
گفتا که قدم ز آرزو بیرون نه
کاین کار به آرزو نمی آید راست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به معشوقش میگوید که به خاطر آرزوی دیدن او جانش به تنگ آمده است. معشوق در پاسخ میگوید که نباید از آرزوها فرار کرد، زیرا این کار به تنهایی هیچ فایدهای ندارد و مسائل عشق به آسانی حل نمیشوند.