نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۸ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای دل زغمش که گفتیت چون خون شو

یا ساکن عشوه خانهٔ گردون شو

چون دانستی که نیست سامان مقام

انگار که در نیامدی بیرون شو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل خود می‌خواهد که با درد فراق، مانند خون به جوش بیاید و یا آرام و بی‌خیال در زندگی بماند. او به این نکته اشاره می‌کند که زندگی نظم و سامان ثابتی ندارد و به نوعی می‌گوید که به نظر می‌رسد هنوز وارد دنیا نشده‌ای. این دعوت به نگرشی عمیق‌تر به زندگی و شرایط موجود است.