شمارهٔ ۱۹۵ اوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی / الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دوش آمده بود در برم دلدارم
گفتم که شبا فاش مکن اسرارم
شب گفت پس و پیش نگه کن آخر
خورشید تو داری زکجا صبح آرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دیدار دلدارش در شب میگوید. او به معشوق میگوید که اسرار دل خود را فاش نکند و معشوق به او پاسخ میدهد که باید دقت کند و ببیند که خورشید او از کجا صبح میآید. این گفتگو نشاندهندهی روزنههایی از عشق و مراقبت در روابط عاطفی است.