نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۷ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

سودای تو را خود سر و سامانی نیست

وین حادثه را پدید پایانی نیست

قصّه چه کنم درد دل ریش مرا

جز وصل تو دوست هیچ درمانی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات بیانگر احساس ناامیدی و بی‌پناهی شاعر در عشق هستند. او می‌گوید که به دلیل شدت احساساتش، هیچ نظم و سامان خاصی در دلش وجود ندارد و این حالتی که دچار آن است پایانی در پیش ندارد. شاعر از درد دلش می‌گوید و می‌افزاید که تنها راه علاج این درد، وصال و دیدار معشوق است.