نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۸ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

زان روز که چشم من به رویت نگریست

نگذشت شبی که از غمت خون نگریست

بشتاب که دل بی تو نمی داند زیست

دریاب که جان بی تو نمی داند زیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به بیان احساس عمیق عشق و درد ناشی از دوری معشوق می‌پردازد. شاعر می‌گوید از لحظه‌ای که به چهره معشوق نگاه کرده، هر شب با غم او اشک ریخته و زندگی بدون او را ناممکن می‌داند. او از معشوق می‌خواهد که به سرعت بیاید، زیرا دل و جان او بدون وجودش نمی‌توانند زنده بمانند.