شمارهٔ ۲۲ اوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی / الباب السابع: فی خصال الحمیده عن العقل و العلم و ما یحذو جذو هذا النمط / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
هرگز نبود که در دلم جان نشوی
از گریهٔ زار من تو خندان نشوی
آری پس از این جهان جهانی دگر است
با دوست چنان زی که پشیمان نشوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها میگوید که هیچگاه احساس عاشقانهای در دلش نسبت به معشوقش ایجاد نمیشود و او همچنان ناراحت و گریان است. همچنین به این واقعیت اشاره میکند که پس از این دنیا، جهانی دیگر وجود دارد و از ما میخواهد که با دوستان خود بهگونهای زندگی کنیم که پشیمان نشویم.