نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی / رباعیات الحاقی / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

دل گرچه نه پیداست نهانش نه تویی

گیرم که دل من است جانش نه تویی

آتش چه زنی در وی، پرخون چه کنی

کآخر شب و روز در میانش نه تویی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات درونی و جدایی عاطفی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که دل، اگرچه در ظاهر پیدا نیست، در باطن به او وابسته است، اما در عمق وجودش متوجه می‌شود که حقیقتاً آن شخصی که به او تعلق دارد، نیست. او از شعله‌ور کردن آتش احساسات و درد و رنج سخن می‌گوید، چرا که در نهایت، در روز و شب همیشه یک احساس خالی از وجود آن شخص را تجربه می‌کند.