نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

من چه گویم جفا و جنگ ترا؟

جرم رهوار و عذر لنگ ترا؟

ز دل و جان نشانه ساخته‌ام

ناوک چشم شوخ شنگ ترا

ای نوازش کم و بهانه فراخ

لب لعل و دهان تنگ ترا

صلح را خود ببین که ما چه کنیم؟

که به جان می‌خریم جنگ ترا

دل بدزدی و زود بگریزی

ما بدانسته‌ایم ننگ ترا

رنگ خوبان ز لوح فکر بشست

اوحدی، تا بدید رنگ ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر درباره روابط عاطفی و تنش‌های عاطفی خود با معشوقه‌اش سخن می‌گوید. او از درد و رنجی که از جدایی و جنگ‌های عاطفی می‌کشد صحبت می‌کند و از زیبایی‌های معشوقه‌اش، که سبب این احساسات می‌شود، یاد می‌کند. همچنین به تضاد بین صلح و جنگ در روابط اشاره دارد و احساس می‌کند که عشق و علاقه‌اش به او باعث این ناهنجاری‌هاست. شاعر در نهایت به زیبایی‌های ظاهری معشوقه و تأثیر آن بر افکارش اشاره دارد.