نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۲ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دیگر آن حلقه و آن دانهٔ در در گوشت

که ببیند، که نبخشد دل و دین و هوشت؟

پای بر گردن گردون نهم از روی شرف

گر چو زلف تو شبی سر بنهم بر دوشت

طوطی چرب زبان، با همه شیرین سخنی

دم نیارد که زند پیش لب خاموشت

شهر پر شور شد از پستهٔ شکر پاشت

دهر پر فتنه شد از سنبل نسرین پوشت

ای بسا! نیش کزان غمزه فروشد به دلم

خود به کامی نرسید از دهن چون نوشت

دارم اندیشه که: یک بوسه بخواهم ز لبت

باز می‌ترسم از آن خوی ملامت کوشت

سخن اوحدی، از خود همه مرواریدست

هیچ شک نیست که: بی‌زر نرود در گوشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی شاعر است. او از عشق و زیبایی معشوق صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که چطور عشق می‌تواند دل و عقل را درگیر کند. شاعر به قدرت و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و خواسته‌های خود را با ترس از ملامت و پشیمانی همراه می‌کند. علاوه بر این، او به زیبایی کلام و سخن معشوق نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که بی‌تردید سخن او مثل مروارید ارزشمند است. در کل، این ابیات جاذبه‌های عشق و مشکلات آن را به تصویر می‌کشند.